يه شب خوب
امشب بابايي منو شما رو برد بيرون و با هم بستني و ذرت مكزيكي خورديم بابايي از مزه ذرت خيلي خوشش اومد و اون يه كوچولو كه تو ليوان دادن دستش گوشه شكم حاجي بابا رو نگرفت براي همين نيموكيلو ذرت خريديم باىمخلفات و من براش تو خونه درست كردم و با هم خورديم خيلي خوشمزه بود بعدم رفتيم منسا من يه پارچه پسند كردم وقرار شد فردا بريم بخريم راستي فردا تولد بابابزرگه و بابايي منو برد كه برابابزرگ پيرهن بخرم ايشالا فردا بهش ميديم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






يه شب خوب 


